فال حافظ

فال حافظ

خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است
جانا به حاجتي که تو را هست با خدا
اي پادشاه حسن خدا را بسوختيم
ارباب حاجتيم و زبان سوال نيست
محتاج قصه نيست گرت قصد خون ماست
جام جهان نماست ضمير منير دوست
آن شد که بار منت ملاح بردمي
اي مدعي برو که مرا با تو کار نيست
اي عاشق گدا چو لب روح بخش يار
حافظ تو ختم کن که هنر خود عيان شود
چون کوي دوست هست به صحرا چه حاجت است
کآخر دمي بپرس که ما را چه حاجت است
آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است
در حضرت کريم تمنا چه حاجت است
چون رخت از آن توست به يغما چه حاجت است
اظهار احتياج خود آن جا چه حاجت است
گوهر چو دست داد به دريا چه حاجت است
احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است
مي داندت وظيفه تقاضا چه حاجت است
با مدعي نزاع و محاکا چه حاجت است

تعبیر فال : تا زمانی که دست نیاز به سوی متکبران دراز می کنی به مقصود نخواهی رسید. به خود متکی باش و به خداوند توکل کن تا نیاز و خواسته ی تو برآورده شود. نیازمندان را از خود نران و مغرور و بی اعتنا نباش.

برای گرفتن فال حافظ مجدد لطفا کلیک کنید.

Copyright © 2012 - 2021 | تمامی حقوق این وب سایت برای ir-ib.ir محفوظ است
طراحی و اجرا:ir-ib.ir